خرید بک لینک
.  ..... بخند به گریه های من ، بخند من درد دارم ،درد دارم ،درد مثل آن زنی که جلوی چشمانش؛شوهرش زنِ دیگری را بغل میکرد، من یک حبس کشیده ی مادرزادم ، با این حال در زندان چشمانت آزادم ،در طبعیت موهای ِ پریشانت ،من همان بادم ، من هرگز نفهمیدم ؛ دوست واقعی کیست !چون دور و برم همیشه دشمن بود ! خنجر از پشت بهم می زد ، آنی که ادعا می کرد خود ِ من بود:(تو از من هیچ نمی فهمی ! مثل آن کودکی که از ترس ٍ هیولای خیالی ؛واقعا شب تا صبح از ترس می لرزید،تو از من هیچ نمی فهمی !مثل آن دختری که بخاطر چند هزار توماادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آیلین عباسیان تاريخ: دوشنبه 23 شهريور 1405 ساعت: 1:40

از عشق، هجرش

از دین، یقینش

از آسمان شب ،ماهش

از دریا، موج هایش

از من ،شعر هایش

و از او ، چشمهایش

قابل تمجیدند ....

#آیسان_محمدی

برچسب: نویسنده: آیلین عباسیان تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 4:23

من از مرز دوست داشتن تو

با تمام سختی راهش به سلامت عبور کرده ام کنون میتوانم بگویم

که تو را فراتر از مرز دوست داشتن دوستت دارم .

#آیسان_محمدی

برچسب: نویسنده: آیلین عباسیان تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 4:23

یعنی تو باز با من حرف می زنی آیا دوباره صدای تو را خواهم شنید میدانی هر که از عسل دوست داشتن تو چشید کامش برای همیشه شیرین شد زیبای دلخواه ،ای عشق دیرین میشود با من تا آمدن پاییز قدم بزنی خورشادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آیلین عباسیان تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 4:23

عهد کرده ام از همه عالم دست بکشم .

عهد کردم تا آخر عمر عطر تو را نفس بکشم .

#آیسان_محمدی

برچسب: نویسنده: آیلین عباسیان تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 4:23

تو رفتی و خیلی وقت است چشم انتظاری را یاد گرفته ام ! حس و حالی که دارم شبیه خودم نیست ! گویی که قرن هاست بر باد رفته ام! اشک هایم را برای پاییز نگه داشته ام . پاییزی که زرد و نارنجی بودنش حالم راادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آیلین عباسیان تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 4:23

به پاییز "چشم هایت "خوب که نگاه کنی ،میتوانی بفهمی؛ چه توانا ها را از زندگی دلزده ساخته ، و چه ناتوان هایی را جسارت زندگی داده، چه فرماندهانی را در جنگ با تو مغلوب و مغموم کرده ، وچه قدر دل های سرباادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آیلین عباسیان تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 4:23

پاییز یعنی؛ عطرِ تلخِ دلتنگی، یعنی؛ بی هدف تا ته خیابان بروی و برگردی، تا که یادت نیافتد؛با خودت بد کردی....! باران ببارد و یک به یک خاطره ها را زندگی کنی در عرض چند لحظه ببینی که چقدر؛ پیر شدی.! ازادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آیلین عباسیان تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 4:23

دیگه حِسی نَخواهم داشت، به پاییز، به بَرگهاش به تو، به چِشماتبه رَنگ آسمون توی ِ شَب ها،به هر کی که ؛از راه نَرسیده ادعای عاشقی کرد،به رفیق هایِ به ظاهر با معرفت، به خیابونی که؛ عاشق ها اونو انتخاب ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آیلین عباسیان تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 4:23

. .....بخند به گریه های من ، بخند من درد دارم ،درد دارم ،درد مثل آن زنی که جلوی چشمانش؛شوهرش زنِ دیگری را بغل میکرد، من یک حبس کشیده ی مادرزادم ، با این حال در زندان چشمانت آزادم ،در طبعیت موهای ِ پرادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آیلین عباسیان تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 4:23

آوار شدم مثل آن خانه یِ متروکه یِ پُر خاطرهدر قدیمی ترین محله ی ِشهر هیچ کس برای من و لحظاتی شادیکه من شاهدش بودم دلسوزی نکرد آنی که می پرستیدمش یک شب بی صدا رفت و من حالا در آسمانم ماهی ندارم ... !ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آیلین عباسیان تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 4:23

این زمستان هم به انتظار برای برگشتت گذشت برف می بارید سپیدی  اش می نشست بر زلف تو ولی مرا پیرم می کرد زمستان است و بارش ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آیلین عباسیان تاريخ: سه شنبه 1 اسفند 1396 ساعت: 15:44

دلم میکشی این سو و آن طرف والله انصاف هم خوب چیزی است باران می بارد خوب من شب و روزم شده باریدن حال چشمانم را  بپرس از پنجره و درِ اطاقِ  عشادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آیلین عباسیان تاريخ: سه شنبه 1 اسفند 1396 ساعت: 15:44

شهادت بانوی دو عالم را خدمت تمامی دوستداران اهل بیت تسلیت عرض می کنم

برچسب: نویسنده: آیلین عباسیان تاريخ: سه شنبه 1 اسفند 1396 ساعت: 15:44

صفحه بندی