این 1 هم به انتظار برای برگشتت گذشت
برف می بارید
سپیدی اش می نشست بر زلف تو
ولی مرا پیرم می کرد
زمستان است و بارش برف
عاشق است و دلدارش
اما نبودی هیچ زمان
حق بده که دل کنده شود از نگاهت
دریغاکه نمیشود
دلم مرا می کند از خودش
ولی تو را نه
ای همه ی من
دیدی چه طور رها شدم
میان سیل غم
اما تا نفسی هست

این دخترک چه در زمستان
و چه در تابستان
چه بهار باشد و پاییز
عاشق است و شاعر
شعرهایش بخوان
موج می زند عشق درون واژه ها
آیسان محمدی
برچسب:
نویسنده: آیلین عباسیان