یعنی تو باز با من حرف می زنی
آیا دوباره صدای تو را خواهم شنید
میدانی هر که از عسل دوست داشتن تو چشید
کامش برای همیشه شیرین شد
زیبای دلخواه ،ای عشق دیرین
میشود با من تا آمدن پاییز قدم بزنی
خورشید طلایی رنگ، برگ های رقاص
منتظر تو ماندند
کسانی که زمانی سخت برایشان مهم بودی
دستشان از دنیای کنونی کوتاه شده است
آری همانان هر شب در خواب از من تقاضا میکنند
که مراقب تو باشم
وبیش از توانم تو را دوست بدارم
غرور به خیلی ها نمی آید
ولی خدا فقط میداند
که چقدر مغرور بودن شایسته ی تو است
یاد تو لابلای کتاب اشعار مورد علاقه ی من
ریشه دوانده است
فکرش را بکن. وقتی کتاب شعری که به خودی خود سحر انگیز هست
را می گشایی تمام ورق هایش عطر یاد تو را به خود گرفته باشند
و من هر عصر
کنار قهوه ی تلخ
شعری که به شمیم خیال تو آغشته است را میخوانم و هزاران بار
تکرارش میکنم ، و آیا خوشبختی میتواند به جز این معنای دیگری داشته باشد ...
دروغ می گفتند که دل دادن سخت است
و یا شاید هم من زیاد تر از قرار عاشق توام
که رنج و اندوه عشق برایم شیرین و لذت بخش جلوه کرده است.!!!
#آیسان_محمدی
برچسب:
نویسنده: آیلین عباسیان